مرتضى مطهرى

585

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اينكه در اين دو قرن ايران جزء قلمرو كلى خلافت بوده و از خود حكومت مستقلى نداشته است ، دورهء سكوت وسكون و احياناً دورهء بردگى ايرانيان ناميده‌اند و نوعى جاروجنجال راه انداخته تا آنجا كه برخى ايرانيان را تحت تأثير فكر خود قرارداده‌اند . اگر از ديد امثال سرجان ملكم بنگريم ، يعنى تودهء ايرانى را نديده بگيريم و به تحولات فرهنگى و غيرفرهنگى ثمربخش بىنظير كه در همين دو قرن رخ داد و سخت به حال تودهء ملت ايران مفيد افتاد توجه نكنيم و تنها طبقهء حاكمه را درنظربگيريم ، حق داريم دوره‌اى را كه ايران جزء قلمرو خلافت بوده دورهء سكوت و سكون بشماريم . آرى ، اگر تنها طبقهء حجاج بن يوسف و ابومسلم خراسانى را درنظر بگيريم كه آن يكى صد و بيست هزار نفر را به باد فنا داد و اين يكى ششصدهزار نفر را قتل عام كرد و مانند يك عرب متعصب نژادپرست نوحه سرايى كنيم كه چرا اين ششصدهزار نفر را نيز حجاج كه يك عنصر عربى است به باد فنا نداد ، و يا مانند يك متعصب ايرانى سوگوارى كنيم كه چرا ابومسلم در جاى حجاج ننشست تا آن صد و بيست هزار نفر هم با دست تواناى او قتل عام شوند ، حق داريم كه دو قرن اول را دورهء سكون و سكوت از نظر ايران بناميم ، چون با مقايسه با دوره‌هاى ديگر تنها چيزى كه مايهء تأسف است اين است كه فى المثل به جاى ابومسلم‌ها نام حجاج هابرده مىشود . اما اگر تودهء ملت ايران را ، يعنى موزه گرزاده‌ها و كوزه گرزاده‌ها را ، همانهايى كه سيبويه‌ها و ابوعبيده‌ها و ابوحنيفه‌ها و آل نوبخت‌ها و بنى شاكرها و صدها افراد ديگر و خاندان ديگر از ميان آنها برخاستند ، درنظر بگيريم كه استعدادهاشان شكفت و توانستند در ميدان يك مسابقهء آزاد فرهنگى شركت كنند و گوى افتخار را بربايند و براى اولين بار در تاريخ ايران به صورت پيشواى ادبى ، علمى ، مذهبى ملل ديگر درآيند و آثارى جاويدان از خود باقى بگذارند و نام خويش و آب و خاك خويش را قرين عزت و افتخار و جاويدانى سازند ، اين دو قرن دو قرن خروش و نشاط و جنبش و نغمه و سخن است . در اين دو قرن بود كه ايرانيان با يك ايدئولوژى جهانى و انسانى فوق نژادى آشنا شدند ؛ حقايقش را به عنوان حقايقى آسمانى و ما فوق زمان و مكان پذيرفتند و